مدت زیادی بود که اینجا چیزی ننوشتم.شاید یکی از دلایلش موضوع انتخابات ریاست جمهوری بود که دل و دماغ کاری برای آدم نمیگذاشت. قطعا اون دوره از سخت ترین روزهای زندگیم بود. ماجرای مناظرات رییس جمهور با رقبا... اح اح اح. حالم بد میشه از یادآوری اون وقایع. پدر در مقابل پسر، دختر در مقابل مادر، زن در مقابل شوهر، دوست در مقابل دوست. کار به جایی کشیده بود که من با مادر زنم که همیشه برای احترام همراهی میکردیم، شمشیرها رو از رو بستیم و دو سه بار با هم بحث جدی کردیم و صد البته بحث بی فایده. تا جاییکه مادر مادر زن به دخترش گفته بود راضی نیستم با علی آقا بحث کنی. علی آقا ناراحت میشه.
تو فامیل خودمونم که اوضاع بدتر. به محض اینکه از فلان نامزد انتقاد میکردی میگفتند آب و هوای تهرون کار خودش رو کرد. امان از دست این زنها. این پچ پچ های محفلیشون دمار از روزگار آدم در میاره. اصولا مشکل بحث با زنها اینه که نه اطلاعات و اخبار درست درمونی دارن و نه دنبالشن. تنها منبع خبریشون صدا و سیمای قربونش برم خودمونه یا حرفهای فلان خانم جلسه ای و نذر فلان آقا. شایدم مشکل از ماست که فقط قسمت خالی لیوان رو میبینیم.
الان که روزها بلنده، اگه من شب زود برسم خونه، با مهدیس میریم مسجد. دیشب مهر من یه خورده کثیف بود، مهر مهدیس تمیز بود. بین دو نماز حواسش نبود مهرها رو عوض کردم. وسط نماز دوم یه دفعه نگاهش که به مهرها افتاد رفت جابجا کرد. بعد از مسجد هم حتما باید یه سری به سوپری بزنه و یه چیزی بخره. پریشب من به روی خودم نیاوردم و داشتیم از کنار سوپری رد میشدیم، گفت:"بابا یه چیزی برام بخر." یادم میاد منم که بچه بودم اگه با باباجون حرم میرفتیم، همیشه انتظار داشتم برام آبمیوه بخرن، ولی یادم نمیاد گفته باشم.
دیشب گیر داده بود به ریش من، میگفت چرا ریشتو نزدی. گفتم زدم دیگه. گفت نه اینجاش رو نزدی. منظورش قسمت پورفسوری ریش من بود. گفتم اونجاش رو نباید زد. پرسید چرا؟ دیگه هر چرت و پرتی بلد بودم گفتم فایده نداشت. باز میپرسید چرا؟ یاد محمد مهدی افتاده بودم. تلویزیون داشت آقای بهجت(ره) رو نشون میداد. گفتم اون آقا گفته. یه نگاهی کرد گفت چرا؟! بالاخره مامانش یه جوری حواسشو پرت کرد.
راستی این گوگل ریدر چیه؟ صفت فاعلی مرکب مرخمه؟
ولی از حق در نریم فکر کنم پشتم بهتر شده باشه.
ایامکم سعیدا ، الطافکم مزیدا
علی دوباره گیر داده برای عید بریم جنوب طرف مسجد سلیمان. خدا آخر و عاقبت ما رو با این پسر دایی اهل حالمون به خیر کنه.
